تبلیغات
 بتیس

Make Your HomePage Email To Admin        !

پیغام مدیر :
ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض می كنم . امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده ی شما قرار گیرد . نقطه نظرات خود را برای بهبود وبلاگ مطرح نمایید .

با تشكر

RSS ATOM
1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 -
درگوگل در این وبلاگ
به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید .
برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
!!!عزیزانی كه مایل به همكاری با ما هستند. به ما خبر دهند.!!!

پنجشنبه 27 تیر 1387 نوشته شده توسط امیرعباس کی

نمـاز رسمی ترین راه ارتباط فرد با اهورا مزدا و یکی از راههای سپاسگذاری از بخششهای بی کران خداوندی است که در آئین زرتـشتـی عاشقانـه همواره مورد توجه بوده و هر زرتشتـی در اوج پاکی اندیشه روزانـه پنـج بار به نیایش اهورا مزدا می پردازد و ضمن سپـاس و ستـایش اهورا مزدا بر آفریده های نیک خداوندی نیز درود می فرستدو ضمن قدرشناسی خود را به خدا نزدیکتر می گرداند تا از بخشش نیک اندیشی برخوردار گردد و بر نیکی های جهان هستی بیفزاید . . . . . .


ادامه مطلب...


لینک دیدگاه ها : دیدگاه

پنجشنبه 27 تیر 1387 نوشته شده توسط امیرعباس کی


ادامه مطلب...


لینک دیدگاه ها : دیدگاه

پنجشنبه 27 تیر 1387 نوشته شده توسط امیرعباس کی

آشنایی با تقویم زرتشتی

 در تقویم زرتشتی هر ماه دقیقا دارای سی روز است و به کلی مـاه 31 روزه وجود ندارد. پس روزهای 31فروردین و 31 اردیبهشت و 31 خرداد و ...وجود ندارد,بنابراین جشن تیرگان که سیزدهم تیر به تقویم زرتشتی است به علت وجود 31 فروردین و 31 اردیبهشت و 31 خرداد برابر با 10تیر به تقویم امروزی می شود و یا جشن خردادگان که 6 خرداد به تقویم زرتشتی است برابر با چهارم خرداد به تقویم جدید می شود زیرا 31 فروردین و 31 اردیبهشت از آن کم می شود.بنابراین کلا چیزی به نام هفته وجـود ندارد. وجود هفته که در تقـویم عربی یا قمـری هست پس از حمـله اعـراب و هـجوم فرهـنگی آنـان وارد تقـویـم ایرانیـان شد. در تقـویـم زرتشتی هرماه دقیقـا سی روز و هـر روز نیز نام ویـژه خود را دارد و آدمی بـا شنیدن نام هر روز خود به خود می فهمـدکه روز چندم ماه نیز است. اکنون نام این سی روز و معنی آن را برایتان می گویم.بـه ویژه هم میهنان مسلمانی که به فـرهنگ نیاکان خویش علاقـمـندند خوب است یاد بگیرند چون این از ابتدایی ترین موضوعاتی است یک زرتـشتی می داند و چیز سختی هم نـیست.حال به ذکر روزهـــای ماه ومعانی تک تک آنان می پردازم؛

1-نخستین روز هر ماه اورمزد یا هرمز نام دارد به معنی اهورامزدا؛چون هر کار و هر چیزی را باید با نام خداوند آغاز کرد بنابراین زرتـشتیان نخـستین روز ماه را با نـام خداوند آغاز می کنند؛

2-دومین روز ماه بهمن یا وهومن نام دارد به معنی منش نیک و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛

3-سومین روز ماه اردیبهشت است به معنی بهترین راستی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛

4-چهارمین روز ماه شهریور است به معنی بهترین شهریاری یا مدینه فاضله و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛

5-پنجمین روز ماه سپندارمذ یا اسفند نام دارد به معنی فروتنی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛

6-ششمین روز ماه خرداد نام دارد به معنی تندرستی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛

7-هفتمین روز ماه امرداد نام دارد به معنی بی مرگی و جاودانگی که نام آخرین امشاسپند نیز می باشد.در باره این واژه توجه کنید کـه بیشتر به غلط مرداد تلفظ می شود که نـادرست است و باید امرداد خوانده شود؛

8-هشتمین روز ماه دی به آذر است به معنی آفریدگار؛

9-نهمین روز آذر است به معنی آتش.

10-دهمین روز آبان نام دارد به معنی آب,به طور کلی مظاهر طبیعی سودمند نزد ایرانیان بسیار ارجمند است بنابراین برخی روزهای ماه به نام مظاهر طبیعی نهاده شده است؛

11- نام یازدهمین روز خورشید یا خور است که باز نام یکی از مظاهر طبیعی و مقدس است؛

12-دوازدهمین روز ماه, ماه نام دارد.ماه نیز که شباهنگام در آسمان می درخشد نزد ایرانیان مقدس است؛

13-نام روز سیزدهم ,تیر است که نام ستاره ای است در آسمان.

14-چهاردهمین روز هر ماه گوش نام دارد به معنای جهان و هستی.

15-نام روز پانزدهم ,دی به مهر است به معنای آفریدگار.

16-روز شانزدهم هر ماه مهر است که محبت ومهربانی معنی می دهد؛

17-هفدهمین روز ماه سروش است به معنی فرمانبرداری که بعد ها در زبان پارسی معنای فرشته نیز به آن داده شد؛

18-رشن نام هجدهمین روز است که به معنی عدالت و دادگری است؛

19-نوزدهمین روز ماه فروردین است که شکل تغییر یافته واژه فروهر است به معنای نیروی پیشرو؛

20-نام بیستمین روز ماه بهرام یا وهرام است به معنای پیروزی.

21-بیست و یکمین روز هر ماه رام است به معنای رامش و شادمانی؛

22-نام بیست و دوم هر ماه باد است.چنانچه ذکر شد زرتشتیان به پدیده ها و مظاهر طبیعی مانند خورشید ,ماه,آسمان,باد و ...احترام زیادی می نهند؛

23-بیست و سومین روز هر ماه دی به دین است به معنای آفریدگار

24-بیست و چهارمین روز هر ماه دین است به معنای وجدان که امروزه معنی آیین و مسلک هم می دهد؛

25-روز بیست و پنجمین, ارد است به معنای ثروت و نعمت.

26-نام بیست و ششمین روز ماه اشتاد است به معنای راستی.

27-نام بیست و هفتمین روز آسمان است که باز جلوه ای از ارزش مظاهر طبیعی نزد ایرانیان است؛

28-نام روز بیست و هشتم, زامیاد است به معنی زمین که باز به عنوان یکی از مظاهر طبیعی و آفریده خداوند نزد ایرانیان مقدس است و آن را بر روی روز بیست و هشتم ماه نهادند؛

29-نام روز بیست و نهم ,مهر اسپند است به معنای کلام ایزدی یا گفتار آسمانی؛

30-و اما نام روز سی ام ماه انارام است که یعنی روشنایی محض و فروغ جاویدان؛

بنابراین 30 روز ماه به این گونه است که گفته شد و برتری آن این است که مثلا اگر بشنویم امروز روز دی به مهر است خود به خود می فهمیم که روز پانزدهم ماه نیز است.در ضمن اگر دقت کرده باشید متوجه می شوید نام برخی از روزها با نام ماه های سال یکی است.هرگاه نام روز و نام ماه یکی شود در آن روز جشنی برگزار می شود که معروف است به جشن های ماهانه.مثلا روز سوم هر ماه اردیبهشت نام دارد بنابر این سوم اردیبهشت چون نام روز و ماه یکی میشود جشن اردیبهشتگان برگزار می شود.ویا روز شانزدهم هرماه مهر نام دارد بنابراین هر سال شانزدهم مهر ماه جشن مهرگان برگزار می شود؛

پرسش: با توجه به این که تقویم زرتشتی ماه31 روزه ندارد و 6 ماه سی ویک  روزه در تقـویم جدید داریم, و نیز در تقویـم جـدید اسفـند مـاه 29 روز است, پـس بـا ایـن حـساب در تقـویم زرتشتی پنـج روز آخـر سال کـم می آید. با این وجود این پـنـج روز چه می شود؟؟

پـاسخ : درست است. در آخر سـال 5 روز کـم می آید ولی جـای این پنج روز نیز در این تقویم حساب شده است. به این گونه که پنج روز آخر سـال هر یـک نامـی جـداگـانه دارد و این 5 روز را به عـنوان جـشن پنجه ,جشن می گیرند. این پنج روز را , پنج روز پنجه گویند که نام آن ها به این ترتیب است : روز نخست پنجه اهـنودگـاه نام دارد.روز دوم پنجـه اشتود گـاه نـام دارد.روز سوم پنجه سپنتمـدگـاه نام دارد. روز چهارم پنجه وهوخشترگاه نام دارد. و روز پنجـم پنجه وهیشتوایشتی نام دارد. بنابراین تقـویم زرتشتی که بر اساس گـردش زمین به دور خورشید است دارای 365 روز کامل می شود؛

پرسش:با توجه به این که هر چهار سال یکبار ,سال کبیسه است و دارای 366 روز می شود,در تقویم زرتشتی این روز چه می شود؟

پاسخ:هر چهار سال یکبار در سال کبیسه این روز اضافی نیز در نظر گـرفته می شود که نـام این روز اورداد است به مـعنی روز اضـافه؛

 پرسش: با تـوجـه به این که در تقویم زرتشتی هفـته  وجود ندارد پس چه روزهایی از ماه روز تعطیلی و استراحت می باشد؟

پاسخ:در تقویم زرتشتی روزهای اورمزد (روزاول ماه),روز دی به آذر که روز هشتم ماه است, روز دی به مهر(روز پانزدهم ماه)و روز دی به دین(روز بیست و سوم ماه) روز های تعطیل و استراحت است که آدینه روز نامیده می شود؛

الـبته تـقـویم امـروزی نیز در واقع همان تقـویم زرتشتی است با این تفاوت که 6 ماه نخست سال را 31 روزه کرده اند و در عوض پنج روز پنجه را حذف کرده اند؛

بر اساس نظر کارشناسان, تقویم زرتشتی کامل ترین و دقیق ترین تقـویمی است که تـا بـه امـروز توسط انسان ساخته شد که الـبته نخستین تقـویم تاریخ بشریت نیز است. از دیگر تقویم های ساخته دست انسان تقویم قمری یا عربی است که بر اساس گردش مـاه عمل می کند که به اندازه ای مسخره است که اصلا لازم نیست در باره اش حرف بزنیم زیرا هر سال بیش از ده روز جابه جا می شود.یکی دیگر از تقویم های مورد استفاده تقویم میلادی است که شایدامروزه پر کاربردترین تقویم دنیا باشد.که آن نیز کم و کاستی هایی دارد.بر اساس نظریه انفجار بزرگ هر سال به اندازه چندین ثانیه از سال قبل طولانی تر است که پس از چندین سال پی در پی این ثانیه های اضافی روی هم جمع می شوند و دوباره یک روز کامل به وجود می آید.در تقویم میلادی هر 2500 سال یک روز زیاد می شود.و آنان مجبورند هر دوهزاروپانصد سال یک روز از تقویم خود حذف کنند تا روزهای سالشان به هم نخورد.که یک بار در سال 1582 میلادی این کار را انجام دادند.ولی تقویم زرتشتی به اندازه ای پیشرفته است که بر اساس محاسبات ریاضی هر ده میلیون سال یک روز به آن اضافه می شود.این تقویم ساخته دست ایرانیان اولین و در کمال تعجب و افتخار پیشرفته ترین تقویم بشریت است که تاکنون ابـداع شده , حق داریم که بگوییـم چـه کردند این نیاکان ما؛



لینک دیدگاه ها : دیدگاه

پنجشنبه 27 تیر 1387 نوشته شده توسط امیرعباس کی

نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک(ضحاک) بر میگردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید. 


ادامه مطلب...


لینک دیدگاه ها : دیدگاه

پنجشنبه 27 تیر 1387 نوشته شده توسط امیرعباس کی

از جمله جشن های آریایی ، جشن های آتش است.  آتش در نزد ایرانیان نماد روشنی ، پاکی ، زندگی ، سازندگی  و تندرستی است.


ادامه مطلب...


لینک دیدگاه ها : دیدگاه

پنجشنبه 27 تیر 1387 نوشته شده توسط امیرعباس کی

جشن شب یلدا یک جشن کاملا زنده است و همه مسیحیان جهان این جشن را با نام جشن تولد مسیح برگزار می کنند .یلدا و مراسمی که در نخستین شب بلند زمستان و بلندترین شب سال برپا می کنند سابقه ای بسیار دراز داشته و مربوط می شود به ایزد مهر .این جشن که یکی از کهن ترین جشن های ایران باستان است در اصطلاح به آن شب چله هم می گویند .چله بزرگ از یکمین روز دی ماه جشن خرم روز تا دهم بهمن که جشن سده است به طول می انجامد و آنرا چله بزرگ می نامند به آن دلیل که شدت سرما بیشتر است آنگاه چله کوچک فرا میرسد که از دهم بهمن تا بیستم اسفند به طول می انجامد و سرما کم کم کاسته می شود .چله اول که اولین روز زمستان و یا نخستین شب آن می باشد تولد مهر و خورشید شکست ناپذیر می باشد زیرا مردم دوره های گذشته که پایه زندگیشان بر کشاورزی و چوپانی قرار داشت و در طول سال با سپری شدن فصل ها و تضاد های طبیعت خو داشتند و بر اثر تجربه و گذشت  زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت حرکت و قرار  ستارگان آشنایی یافته و کارها و فعالیتشان را بر اساس آن تنظیم می کردند و بتدریج دریافتند که کوتاهترین روزها  آخرین روز پاییز یعنی سی ام آذر و بلندترین شبها شب اول زمستان است اما بلافاصله بعد از این با آغاز دی روزها بلندتر و شب ها کوتاهتر می شود .  اقوام قدیم  آریایی جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان می گرفتند خصوصا ژرمن ها که این ماه را به خدای آفتاب نسبت می دهند و زیاد هم بی تناسب نیست چرا که آغاز زمستان مثل تولد خورشید است که از آن روز در نصف کره شمالی رو به افزایش و ارتفاع و درخشندگی می گذارد و هر روز قوی تر می شود.در این شب آتش بر می افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیاطین نابود شده و بگریزند و هم چنان که خورشید به مناسبت فروغ و گرمای کارسازش تقدس پیدا کرده بود آتش نیز همان والایی را نزد مردمان دارا شد .چون تاریکی فرا می رسید در پرتو روشنایی آتش تاریکی اهریمنی را از بین می بردند . در شب یلدا یا تولد خورشید افراد دور هم جمع می شدند و جهت رفع این نحوست آتش می افروختند و خوان ویژه مانند سفره ای که عید نوروز تهیه می کنند اما محتویات آن متفاوت است  می گستراندند و هر آنچه میوه تازه فصل که نگهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می نهادند . این سفره جنبه دینی داشته و مقدس بود و از ایزد خورشید روشنایی و برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند . و میوه های تازه و خشک و چیزهای دیگر در سفره تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پر برکت داشته باشند و همه شب را در پرتو چراغ  و نور و آتش می گذراندندتا اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد .سفره شب یلدا سفره میزد است و میزد عبارت است از میوه های تر و خشک نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان لرک که از لوازم این جشن بود که به افتخار و ویژگی مهر یا خورشید برگزار می شد.در ادبیات پارسی نیز شعرا زلف یار و همچنین روزهای هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه می کنند

روز رویش چو بر انداخت نقاب از سر زلف           گویی از روز قیامت شب یلدا بر خاست

بر آی ای صبح مشتاقان اگر هنگام روز آمد          که بگرفت این شب یلدا ملال از پر و نیم

نظر به  روی  تو  هر  بامداد   نوروزیست            شب فراق تو هر گه که هست یلدا ایست

امروز هم ایرانیان در سراسر جهان این جشن زیبا را در کنار یکدیگر برگزار می کنند و به خواندن شاهنامه و گرفتن فال حافظ می پردازند .شب چله بر تمامی دوستان و هم میهنان عزیز فرخنده باد .همیشه شاد باشید و اهورایی. پاینده ایران



لینک دیدگاه ها : دیدگاه

پنجشنبه 27 تیر 1387 نوشته شده توسط امیرعباس کی

در عهد ساسانیان، نوروز را در میان ملت ایران و نیز در دربار مراسم مخصوص و تشریفات فراوان در كار بوده است و به تحقیق می‌توان گفت كه در هیچ زمان مراسم نوروز را با این همه تكلفات به جا نمی‌آوردند و خوشبختانه از اغلب این مراسم اطلاعات كافی در دست است. از جمله كارهایی كه در ایام نوروز در عهد ساسانیان انجام می‌گرفت این بود كه در نوروز شاهان ساسانی سان سپاه می‌دیدند و به عزل و نصب حكام می‌پرداختند.
دكتر «اردشیر خدادایان» كارشناس تاریخ باستان و استاد دانشگاه شهید بهشتی حتی پا از این فراتر گذاشته و معتقد است كه: «آیین ساسانیان در این ایام چنین بود كه پادشاه به روز نوروز بار عام را شروع می‌كرد و حق‌های حشم و لشكر را می‌گزاردند و حاجت آن را روا می‌كردند و بعد از آن زندانیان را آزاد و مجرمان را عفو می‌نمودند به عنوان نمونه شاپور دوم به دانیال نامی‌كه سردار نظامی‌او بود در روز نوروز خلعت داد و انوشیروان و بقیه پادشاهان در نوروز متهمان را می‌بخشیدند و به كسانی كه در جنگ پیروز می‌شدند جایزه می‌دادند و حتی به كشاورزان و دامپروان نمونه نیز هدایا و خلعت می‌دادند.
ساسانیان نوروز را نوك روژ می‌گفتند: «به موجب روایت دینكرد، هر پادشاهی در این روز فرخنده رعیت ممالك خویش را قرین شادی و خرمی‌می‌كرد و در این عید كسانی كه كار می‌كردند، دست از كار كشیده و به استراحت و شادمانی می‌پرداختند. نوروز عید بهاری است. در این روز مالیات‌های وصول شده را به حضور شاه عرضه می‌داشتند و شاه به عزل و نصب حكام می‌پرداخت. عید نوروز شش روز متوالی دوام داشت.
و در این شش روز سلاطین ساسانی بار می‌دادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتیب منظم می‌پذیرفتند. و به حضار عیدی می‌دادند. روز ششم را سلاطین برای خود و محرومان درگاه جشن می‌گرفتند. در روز اول و روز ششم نوروز، همه نوع مراسم متداوله ملی اجرا می‌شد. در روز اول مردم صبح بسیار زود برخاسته، به كنار نهرها و قنات‌ها رفته شست و شو می‌كردند و به یكدیگر آب می‌پاشیدند و شیرینی تعارف می‌كردند. صبح پیش از آن كه كلامی‌ ادا كنند شكر می‌خورند یا سه مرتبه عسل می‌لیسیدند و برای حفظ بدن از ناخوشی‌ها و بدبختی‌ها روغن به تن می‌مالیدند و خود را با سه قطعه موم دود می‌دادند. در این روز سكه نو می‌زدند و آتشكده‌ها را پاك و طاهر می‌كردند.
از سوم دیگر این زمان چنان چه كه گفته شد ریختن آب بوده است به یكدیگر در صبح نوروز و این رسم نیز در قرون اسلامی‌به صورت گلاب پاشیدن باقی ماند. در باب علت این رسم ابوریحان افسانه عجیبی نقل می‌كند كه اصلا از اوستا نشات پیدا كرده است و چنین است كه در زمان جمشید عدد جانوران چندان زیاد شد كه پهنای زمین بر آنها تنگ گردید. خداوند زمین را سه برابر آن چه بود فراختر كرد و مردم را امر فرمود كه به آب غسل كنند تا گناهایشان پاك شود، پس همه سال این كار را می‌كنند تا این كه خداوند آفات آن سال را از ایشان دفع كند. در صبح روز ششم (خرداد روز) از ماه فروردین مردم خود را با آب می‌شستند و احتمال دارد كه این رسم به افتخار خرداد فرشته نگهبان آب بوده باشد.
وصول مالیات‌های مملكتی در ایام سلاطین ساسانی در نوروز آغاز می‌شد. در هر یك از ایام نوروز پادشاه بازی سپید پرواز می‌داد، و از چیزهایی كه پادشاه در نوروز به خوردن آن تبریك می‌جست اندكی شیر تازه و خاصل و پنیر تازه بود.
بیست و پنج روز قبل از نوروز در صحن دارالملك دوازده ستون از خشت خام برپا می‌شد كه بر ستونی گندم و بر ستونی عدس و بر ستونی كاجیله و بر ستونی ارزن و بر ستونی ذرت و بر ستونی لوبیا و بر ستونی نخود و بر ستونی كنجد و بر ستونی ماش و می‌كاشتند و این‌ها را نمی‌چیدند مگر به ترنم و لهو، در ششمین روز نوروز این حبوب را می‌كندند و در مجلس می‌پراكندند و تا روز مهر از ماه فروردین (شانزدهم فروردین) آنها را جمع نمی‌كردند. این حبوب را برای تفال می‌كاشتند و گمان می‌كردند كه هر یك از آنها نیكوتر و بارورتر شد محصولش در آن سال فراوان خواهد بود. در ایام نوروز مخصوصا نواهایی مخصوص در خدمت شاه نواخته می‌شد كه فقط اختصاص به همین جشن‌ها و ایام داشت. از رسوم دیگر درباری این عهد این بود كه پادشاه در نوروز مایحتاج اولیه سالیانه دفتری و چیزهای دیگر درباری را تهیه می‌كرد و از قبیل كاغذ و پوست‌هایی كه در آن نامه‌ها و بخشنامه‌ها نگاشته می‌شد و آن چه مهر كردنش از طرف پادشاه بود آخر آن كاغذ مهر می‌شد و آنها را «اسپیدا نوشت» یا «اسپید نوشت» می‌نامیدند.
پادشاه پس از آن كه در بامداد نوروز زینت خود را می‌پوشید و لباسی را كه معمولا از بردیمانی بود بر تن می‌كرد به تنهایی در دربار حاضر می‌شد و شخصی كه قدم او را به فال نیك می‌گرفتند بر شاه داخل می‌گردید. برخی نگاشته اند كه اولین كس از بیگانگان كه در بامداد نوروز به خدمت شاه می‌رسید موبدان موبد بود كه با جامی‌زرین و پر از می‌و انگشتری و درمی‌و دیناری خسروانی و دسته ای سبز و شمشیری و تیر و كمان و دوات و قلم و اسبی و بازی و كودكی نیك روی پیش شاه می‌آمد و جام شراب را به پادشاه می‌داد و دسته خوید را در دست دیگر او می‌گذاشت و دینار و درم در پیش تخت وی می‌نهاد. مقصود و ایشان از آوردن این چیزها كه گفته شد این بود كه شاه و بزرگان را دیده بر آنها افتد تا در همه سال شادمان و خرم باشند و آن سال برایشان مبارك گردد . پس از این مقدمات بزرگان به خدمت می‌آمدند و هدایایی تقدیم می‌نمودند و شاه نیز به هدیه دهندگان به نسبت درجات آنان چیزی هدیه می‌كرد.
چنان چه كه مسعودی می‌گوید:‌ «خسرو پرویز در یكی از اعیاد در حالی كه سپاهیان با اعداد و سلاح خود رده بسته و هزار پیل و پیلیبان صف كشیده بودند، برای دیدن سان آنها خارج شده بود و بعید نیست كه مراد از این عید، نوروز باشد و حتی به حدس می‌توان گفت كه در نوروز شاهان ساسانی سان سپاه می‌دیدند زیرا، در قرون اسلامی‌نیز در نزد برخی از سلاطین جزو ایران این رسم در نوروز معمول بوده است.
از رسوم عمومی‌ نوروز در آن عهد یكی برافروختن آتش بود در شب نوروز و این رسم بعدها در زمان عباسیان نیز در بین النهرین رواج داشت و شاید آتشی كه در عصر حاضر در شب‌های چهارشنبه سوری (چهارشنبه آخر سال) می‌افروزند نتیجه همین رسم قدیم باشد. اما دلیل افروختن آتش در شب نوروز واضح است كه به علت احترام عنصر آتش در نزد ایرانیان قدیم بود. برخی چون ابوریحان نیز گفته اند كه جهت افروختن آتش در این شب تصفیه جو و از میان بردن عفونات مولد؛ از فساد هواست. اولین كسی كه این رسم را بنیاد نهاد شاید هرمز دلیر پسر شاپور پسر اردشیر بابكان باشد.
از رسوم متداول این زمان هدیه دادن شكر است. این رسم را گر چه ابوریحان بسیار قدیم می‌داند ولی شاید از زمان ساسانیان تجاوز ننماید. این رسم در مهرگان نیز معمول بوده است.
باشكوه ترین و زیباترین آیین این زمان كه هنوز هم بر جای مانده است و آن زمان در نزد عامه مردم و نیز در دربار شاهان مرسوم بود، كاشتن سبزی است.



لینک دیدگاه ها : دیدگاه

چهارشنبه 26 تیر 1387 نوشته شده توسط امیرعباس کی

منبع :betis.mihanblog.ir


ادامه مطلب...


لینک دیدگاه ها : دیدگاه